آزمایشی

04 مهر 1400 346 بازدید

افغانستان کهنه زخم باز

نشست سیاسی بصیرتی است که به بررسی تحولات افغانستان با حضور دکتر زاهدی در مدرسه علمیه مروی برگزار شد.

نشست سیاسی بصیرتی است که به بررسی تحولات افغانستان با حضور دکتر زاهدی در مدرسه علمیه مروی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه علمیه مروی ، نشست سیاسی بصیرتی با موضوع تحولات افغانستان با حضور جناب آقای دکتر زاهدی کارشناس مسائل افغانستان در موزه گفتمان انقلاب اسلامی حوزه مروی بصورت حضوری و مجازی برگزار شد و بازتاب اهم نکات کارشناس محترم شامل موارد زیر می باشد.

تأکید بر شکست آمریکا

دکتر زاهدی در ابتدا با تأکید بر شکست آمریکا، در منطقه با بازخوانی سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله) پرداخت این بیانات را از ایشان نقل نمود که:

“حضور فسادبرانگیز امریکا در منطقه تمام شود. حضور آنها در این منطقه و در هر جای دیگر دنیا، جز جنگ، اختلاف، فتنه، ویرانی و خراب شدن زیربناها هیچ نتیجه دیگری نداشته است و آنها همین فساد و ویرانگری را برای ایران عزیز و جمهوری اسلامی هم آرزو و اصرار دارند و مسئله مذاکره و نشستن پشت میز، مقدمه آن دخالتها و حضورها است، بنابراین حضور امریکایی‌ها در منطقه باید به پایان برسد.”

و نیز رهبری معظم در جای دیگر فرمودند: “همین درک غلط موجب شد که آمریکا در افغانستان تحقیر شود، و پس از آن ورود پُر سر و صدا در بیست سال پیش، و پس از به کار بردن سلاح و بمب و آتش در برابر مردم بی‌دفاع و غیر نظامی، خود را در باتلاق حس کند و نیرو و ابزار نظامی خود را از آن بیرون بَرَد. البتّه ملّت بیدار افغان باید مراقب ابزارهای اطّلاعاتی و سلاحهای جنگ نرم آمریکا در کشورش باشد و هشیارانه در برابر آن بِایستد.”

در ادامه نشست با اشاره به سخنان اندیشمندان و سیاسیون مختلف چون فوکویاما ، کیسینجر ، عطوان و …  امریکا را بزرگ ترین شکست خورده منطقه خاور میانه نامید ، از جمله این سخنان می توان به یادداشت فرانسیس فوکویاما  فیلسوف سیاسی و نظریه‌پرداز اشاره کرد که در نوشته است: ” این هفته تصاویر هولناک افغان‌های مأیوس که سعی داشتند پس از سقوط دولت مورد حمایت ایالات متحده از کابل خارج شوند، به موازات روی‌گردانی آمریکا از جهان، نقطه عطفی بزرگ در تاریخ جهان ایجاد کرد. اما حقیقت امر این است که پایان دوران آمریکا خیلی زودتر فرا رسیده بود و ریشه‌های دیرپای ضعف و افول آمریکا بیشتر داخلی هستند تا بین المللی. این کشور سال‌ها یک قدرت بزرگ باقی خواهد ماند، اما میزان تأثیرگذاری و نفوذ آن بستگی به توانایی آن در رفع مشکلات داخلی دارد و نه سیاست خارجی آن. دوره اوج هژمونی آمریکا کمتر از ۲۰ سال از سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ تا بحران مالی در سال ۲۰۰۹-۲۰۰۷ ادامه داشت. این کشور در آن زمان در بسیاری از حوزه های قدرت -نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی – غالب بود.”

دکتر زاهدی در جمع بندی این قسمت گفت: شیعیان اهل اندیشه و انقلابی امروز از اخراج آمریکا، شکست پروژه داعش گستری و ساکت شدن ملحدین و سکولارهای خود جامعه شیعه، خرسند و راضی هستند.

فساد فراوان در دولت محمد اشرف غنی

کارشناس مسائل افغانستان در ادامه به تبیین دلیل استقبال مردم از طالبان پرداخت و شمن باز شماری جنایات بی شمار آمریکا در سالهای حضورش در افغانستان به  فساد فراوان در دولت غنی اشاره کرد و از جمله فساد های بزرگان افغانستان می توان به کاخ ژنرال دوستم اشاره نمود،  وقتی که در جامعه فقیر و گرسنه افغانستان کاخی چند صد میلیون دلاری می سازد که نمونه آن در اروپا و امریکا کمتر پیدا می شود، نمونه دیگر این فساد ها ، استاد عطاء محمد نوری است که زمانی از رهبران جهاد در افغانستان بود، که در اشرافی گری حدی قائل نبود و در مصاحبه تلویزیونی او با ساعت مچی ۲۵ هزار دلاری در صفحه تاریخ باقی خواهد ماند.  

تفاوت های بنیادین داعش و طالبان

دکتر زاهدی ضمن بیان این نکته که دولت افغانستان خیلی تلاش می کرد که برای مسئولان جمهوری اسلامی ایران، طوری وانمود کند که داعش و طالبان یکی هستند خاطر نشان کرد که در صحنه نبرد ، داعش و طالبان در مقابل هم بودند و بارها جنگ های رو در رو داشته اند.

در خصوص تفاوت جدی داعش و طالبان این مطلب را اضافه کرد که تا به حال پالس های مثبت زیادی از طالبان به ایران و شیعیان ارسال شده و اساسا ایدئولوژی داعش، فرقه وهابیت است و از باورهای آنان این است که شیعیان از اساس کافرند و این کافران را هم نباید رها کرد و اگر قدرت داشته باشند یا اسلامش را به آن اسلامی که داعش مدنظرش است سوق می دهد یا از آن جا شیعیان را فراری می دهند یا آن ها را می کشند.

اما ما در باره طالبان چنین تفکری و چنین کشتاری را نداریم مگر یک مورد که طالبان در مزار شریف بخاطر انتقام گیری از ۱۰ هزار طالبانی ای که کشته شده بود آنجا را فتح می کنند و در مرداد ۱۳۷۷ کشتار گسترده ای را انجام می دهند، اما رویه عمومی طالبان اینگونه نیست، برای مثال در قندهار که خود ملا عمر آنجا زندگی می کرد ، مساجد شیعیان باز بوده و اذان با ذکر « اشهد ان علی ولی الله » گفته می شود  و کسی هم متعرض شیعیان نمی شود. البته توجه به این نکته هم لازم است که این وفاق و همدلی بین شیعه و سنی دلایل دیگری هم دارد از جمله حسن سلوک شیعیان قندهار ، مانند جایی که گروهی به اسم حزب الله قندهار تشکیل می شود و در کنار انقلاب اسلامی علیه مارکسیسم ها می جنگند .

افغانستان بر سر دو راهی

وی در ادامه بیان کرد، ملت افغانستان بر سر یک دو راهی تاری قرار دارند، یک راه ادامه جنگ بی پایان چهل ساله و راه دیگر تبدیل شدن به کانون تجاری و محل اتصال شرق و غرب آسیا و شمال و جنوب آسیا و انگیزه بالای چینی ها برای مشارکت در چنین امری. این مسأله به اقتصاد و امنیت کشورهای منطقه کمک می کند.

 ایران و افغانستان

دکتر زاهدی در بخش پایانی گفت: ریشه های تاریخی موجود بین ایران و افغانستان در دهه شصت نشان می دهد که رهبران افغانستان با ایران رابطه خوبی داشته اند و اینکه مولوی نصرالله منصور از رهبران حرکت انقلاب اسلامی افغانستان بسیار عاشق و شیفته امام (ره) بود.

وی در ادامه افزود: گروه حرکت انقلاب اسلامی افغانستان و شاخه مولوی نصرالله منصور بر خلاف طالبان دهه هفتاد، مواضع خیلی روشن و آشکاری درخصوص جمهوری اسلامی ایران داشتند، آقای مولوی نصر الله منصور چندین بار به ایران آمده بود و بسیار شیفته حضرت امام خمینی (ره) بود و در چندین کنفرانسی که در ایران ب شرکت کرد است . وی در زمان فوت امام خمینی (ره) با مراجعه به خانه فرهنگ ایران در پیشاور به نحوی گریه و عزادار می کند که کارکنان آنجا به او تسلی خاطر می دهند و پس از آن اقای منصور در اقدامی  وصیت حضرت امام خمینی (ره) را به پشتو ترجمه می کند، سخنرانی های اقای عبدالله منصور هم در مجامع جهانی خواندنی است و به بیان مطالب استکبار ستیزانه ای می پردازد.

حاکمیت مطلوب

دکتر زاهدی در پایان سخنان خود بعد از تاکید بر این که شهید دکتر سیدعلیشاه موسوی گردیزی نیز  رویکرد انقلابی و طرفدار امام (رهباید فضای فکری ) و رهبری داشت. افزود : بایستی گروه های مختلف در افغانستان را حتی الامکان به سمت گفتمان خالص اسلامی و انقلابی کسانی مانند مولوی نصرالله منصور (سنی) و شهید موسوی گردیزی (شیعه) سوق داد.

وی افزود: مدل مطلوب جمهوری اسلامی این است که در اقوام مختلف در حاکمیت حضور داشته باشند و احساس تعلق به آن بکنند. اکنون شاید بتوان گفت حدود چهل درصد طرفدار شدید طالبان هستند، حدود چهل درصد قشر خاکستری اند که در حال بررسی وضعیت هستند ولی به دلیل برقراری امنیت نسبتا از طالبان راضی هستند و بیست درصد مخالف آنند. (در طیفی که از مخالفت کم تا زیاد را در بر میگیرد.)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. Created by potrace 1.16, written by Peter Selinger 2001-2019 Created by potrace 1.16, written by Peter Selinger 2001-2019

نظرات

هیچ نظری تاکنون ثبت نشده

ایمیل خود را وارد کنید تا اخبار مدرسه را دریافت کنید

مدرسه مروی در فضای مجازی