امروز سه شنبه, ۰۶ تیر ۱۳۹۶ - Tue ۰۶ ۲۷ ۲۰۱۷

منو

ضرورت استاندارد سازی کتاب های درسی

 

ضرورت استاندارد سازی کتاب های درسی

«کتاب درسی» متنی است که دارای تمام عناصر و مؤلفه­ های تدوين «ساختاری و محتوايی» کتاب درسی می­باشد تا در انجام چهار وظيفه اساسی «فهم سريعتر»، «فهم کاملتر»، «فهم صحيحتر» و «ماندگاری بيشتر» که در راستای «تسهيل حداکثری» است فايق آيد تا پويايی و شکوفايی علمی متعلّمين را به ارمغان آورد[۱].

نظام آموزشی مجموعه­ای از عوامل است که در پی تحقق اهداف آموزشی در متعلم است[۲]. «وصول حداکثری به اهداف آموزشی و جلوگيری از اتلاف وقت و تسهيل تعلّم، تمرکز حواس، درک کامل و صحيح مطلب، گسترش حيطه عاطفی و احساس تيزهوشی» در تعليم و تعلّم، از بديهی ترين اهداف نظام آموزشی می باشد،

 ارکان آموزشی شامل «اهداف آموزشی، روش تدريس، متعلّم، معلّم، فضای آموزشی و ارزيابی» است. از ميان اين عناصر «کتاب درسی» به عنوان يک «منبع و مرجع رسمی يادگيری» از طريق «ارايه اثربخش» از طرفی موجب «انسجام و هدايت» ارکان آموزشی و از سويی موجب تسهيل جريان «ياددهی – يادگيری» می­گردد.

تمام ارکان نظام آموزشی بايد به صورت صحيح بيان شود تا هر رکنی به طور کامل وظيفه خود را بشناسد تا وظيفه يک رکن، اشتباهاً بر دوش رکن ديگر قرار نگيرد.

اولين وظيفه يک نظام آموزشی، تبيين «هدف» به­صورت شفاف است، چرا که حرکت تمام رکن های ديگر بايد در راستای آن صورت پذيرد. مؤلف کتاب درسی نيل به هدف های آموزشی و پرورشی (هدف کلی و اهداف جزئی) و از ابتداء کتاب تا انتهای آن را مد نظر قرار دهد و در تدوين تمام فصل ها و واحد های درسی و کلمه کلمه آن دقت نمايد که در مسير هدف گذاری تدوين شود، طوری که «حتی يک کلمه نيز بيرون از اين مسير نوشته نشود».

«ارتقای حداکثری نظام آموزشی» مرهون استفاده حداکثری از «استانداردهای تاليف متن آموزشی» است

غفلت از هريک از عناصر «ضروری و ترجيهی» در «ساختار و محتوای»، ضريب منفیِ قابل توجهی در سير علمی متعلم ايجاد می نمايد که در بلند مدت سبب خسارت جبران ناپذيری می­شود. لذا شايسته است اوليای آموزشی به وجود کمترين نقص و کاستی نيز در اين زمينه راضی نباشند.

نبود عناصر مزبور، موجب بوجود آمدن نصيبی از موارد زير می­شود «تداخل مفاهيم اصلی و غير اصلی، دشواری فهم، کندی فهم، کج فهمی، فراموشی زودرس، اتلاف وقت، دلزدگی، بهم ريختگی، تضييق «حيطه عاطفی»، خستگی عمومی، حواس پرتی، کاهش درک مطلب، بی علاقگی، احساس کند ذهنی، اکتفاء به حداقل نمره قبولی در امتحانات و در نتيجه اتخاذ شيوه های نادرست تحصيل علم و ارتقاء علمی».

«فهم سريعتر، کاملتر، صحيح­تر»، «ماندگاری بيشتر»، «درک ساختار متن به صورت يک کل مرتبط» و «جدا شدن مفاهيم اصلی از غير اصلی» جهت کم کردن پس گَردها[۳]، «جلوگيری از تداخل مطالب»، «تثبيت بيشتر مطالب در ذهن»، «گسترش حيطه عاطفی[۴]» از نتايج وجود حداکثری عناصر مزبور می­باشد.

اهمّ معيارهای محتوايی کتاب درسی عبارت است از:

  1. جامع بودن نسبت به اهداف آموزشی
  2. مانع بودن نسبت به غير اهداف آموزشی[۵]

اين دو عنصر تحت عنوان «مطابقت حداکثری» با اهداف «کلی و جزئی آموزشی» می­باشد. مانع بودن نسبت به غير اهداف آموزشی يعنی فاقد حَشويات باشد. حشويات متن نسبت به اهداف مورد نظر سنجيده می شود و آن چه بيرون از اهداف آموزشی باشد «حشو» ناميده می شود که ضرورتاً بايد حذف شود.

ضروری است مطالب هر يک از اهداف «جامع و مانع» باشد تا نظام آموزشی به اتلاف وقت يا کمبود مطلب علمی دچار نشود. برای حذف فعاليت­های اضافی و زايد بايد معين شود که آيا متعلّم بدون آنها می­تواند به هدف کلی تعيين شده برسد يانه؟ به عبارت ديگر در صورتيکه بتوان تعدادی از اهداف جزئی و پاره فعاليت ها را (بی آنکه در راه رسيدن به هدف کلی مورد نظر مشکلی ايجاد شود) حذف کرد، هدف های زائد و واجب الحذف می باشند. بعضی از مؤلفين با اينکه به حشو و زايد بودن چنين مطالبی آگاهی می­يابند از حذف آنها خودداری می­کنند چرا که بر اين عقيده هستند که «هر چه متعلم بيشتر بداند بهتر است و هيچ اشکالی ندارد». در حاليکه آنان از اين مطلب غافلند که وجود حشويات موجب «کاهش انگيزه، سخت انگاری مطلب، از دست دادن تمرکز بر مطالب مهم و کمبود وقت در انجام تمرين» می­شود که خسارت غير قابل اغماضی به نظام آموزشی وارد می­آورد.

ارتباط دائمی محتوا با هدف آموزشی ضروری است. وجود حشويات از چگالی سخن و نافعيت کتاب می کاهد و ازدهام اين عناصر ذهن متعلّم را از توجه به مطلب اصلی منحرف می سازد و مانع توجه متعلم به مطالب اصلی و مورد نظر می­شود. شناخت اين حشويات و زوائد منوط به مشخص شدن اهداف کلی و جزئی آموزشی و درسی می باشد با رعايت اين اهداف رعايت تناسب سطح دشواری و آسانی محتوا با معلومات پيشين متعلّم نيز بوجود می آيد.

  1. ارتباط متنی، متعلّمی[۶]
  2. اتقان علمی[۷]
  3. ساده نويسی و رسايی[۸]
  4. يک بعدی بودن هدف نگارش:

بر اساس اصل «تفکيک آموزش از تمرين» شايسته نيست در يک متن آموزشی دو هدف لحاظ گردد، هم هدف «پيام رسانی» لحاظ شده باشد و هم هدف «تمرينی». به عبارت ديگر نبايد بين «متن آموزشی» و «تمرين ترجمه متون» تداخل ايجاد شود. ضروری است مؤلف، کتاب درسی را با «زبان مادری» متعلم يا «زبان معيار» تدوين نمايد. عدم رعايت اين عنصراز مصاديق بارز «تصعيب[۹] در آموزش» است. اين امر مساله آموزش را از «نظام مرحله­ای» خارج کرده و به يک «نظام مشوّش» تبديل می­نمايد. ناگفته نماند رشد مرحله به مرحله، از اصول قطعی نظام آموزشی می باشد چه اين که معنای «نظام» لزوماً حرکت در مراحل مرتبط و منطقی و در راستای يک هدف است. در متن استاندارد متعلم بايد بدون درنگ به مفهوم کلمات و تعابير و مدلول آنها رهنمون شود.

 عدم اتحاد زبانی نوعی نقض غرض آموزشی است، چرا که وظيفه کتاب درسی «تسهيل حداکثری» است ولی دوگانگی زبان در راستای سخت کردن و غير سليس نمودن آن است. بعضی تصور می کنند اگر موضوع کتابی، ادبيات عربی يا زبان انگليسی بود بايد به زبان عربی يا انگليسی تدوين شود که اين خطايی بزرگ است. چرا که اين کتاب نيازمند شارح و مترجم است و اگر کتاب آموزشی به کتاب، شارح يا مترجم ديگری مثل استاد نيازداشته باشد، نشاندهنده اين مطلب است که اصولاً اين کتاب آموزشی نيست. متعلّم با مواجه با اين کتاب ها دو غرض را بايد دريابد، اول سعی کند غرض نويسنده را از لابه­لای نوشتارش دريابد و بفهمد، دوم سعی کند تمرين ترجمه انجام داده باشد. البته همين امر سبب شده اين کتاب ها در زمره مشکل ترين کتب آموزشی قرار گيرد.

اگر چه متن دشوار و عربی يا انگليسی بودن گاهی می تواند سبب ورزيدگی متعلّم گردد و به عنوان متن تمرينی گزينشی مناسب باشد، ليکن بايد توجه داشت در نظام آموزشی تناسب متن درسی با توانايی متعلّم از اهم عناصر می باشد و مسلماً اين کتاب­ها سنگ بزرگی است پيش پای متعلّمين.

«فن ترجمه» علمی است که با اين روش نمی­توان به آن دست­يافت بلکه بايد زمانی مشخص و علی­حده برای آن در نظر گرفت؛ مثلاً بيست جلسه به آن اختصاص داد تا با تمريناتی هدفمند و متناسب به اين فن دست يافت. در واقع «آموزش زبان عربی» با «تمرين ترجمه» جدا سازی شود تا به اهداف آموزشی هيچ يک آسيبی نرسد.

  1. اتحاد رويه در سبک نگارش[۱۰]
  2. به روز و مفيد بودن اهداف آموزشی[۱۱]
  3. وجود تناسب ميان حجم اطلاعات اصلی و جنبی[۱۲]
  4. رابطه مناسب و منطقی ميان سطرهای و صفحات و بخش ها و فصل ها[۱۳]
  5. نو آوری در بيان مطالب[۱۴]
  6. ارتباط افقی و عمودی بين صرف و دروس ديگر[۱۵]

اهمّ معيارهای ساختاری کتاب درسی عبارت است از:

  1. بيان ضرورت کسب علم[۱۶]
  2. فهرست اجمالی[۱۷] (نموداری) و تفصيلی (خطی)
  3. بيان مقدمه جهت ورود به درس[۱۸]
  4. تأکيد مفاهيم اصلی درس[۱۹]
  5. اندازه متناسبصفحات: «تناسب صفحه آرايی و فاصله بين سطور» مهمترين عامل انتخاب اندازه صفحه می باشد
  6. حاشيه متناسب[۲۰]
  7. نوع قلم[۲۱]
  8. اندازه، نوع و رنگ متناسب قلم[۲۲]
  9. تيتر مناسب[۲۳]
  10. فاصله مناسب سطرها
  11. سر خط مناسب[۲۴]
  12. ويرايش نگارشی[۲۵]
  13. تناسب طول جملات[۲۶]
  14. استفاده مناسب از اصطلاحات تخصّصی[۲۷]
  15. تعيين مخاطب علمی: به­صورت کاملاً شفاف و مشخص
  16. راهنمای متعلّم[۲۸]
  17. راهنمای معلّم[۲۹]
  18. مشوق پژوهشگری[۳۰]
  19. واژه نامه[۳۱]
  20. فهرست واژه نامه
  21. تمرين کلاسی و خارج کلاس
  22. هدفمندی و تنوع تمارين[۳۲]
  23. طرح موضوعات پژوهشی تثبيتی و تبیینی متناسب

[۱] کتابهای درسی يکی ديگر از مشکلات حوزه علميه قم است. کتاب درسی جديد توليد کنيد با نقايص کمتر. مقام معظم رهبری حفظه الله ۴/۱۱/۱۳۶۹

[۲] از بين متعلمين فقط تعداد اندکی به اهداف آموزشی مورد نظر نايل می­شوند و متاسفانه تعداد زيادی از آنان به اين اهداف نمی­رسند و تمام ان چيزی که از تحصيل نصيبشان می شود موفقيت نسبی در امتحانات پايان سال است که تناسب چندانی با اهداف آموزشی ندارد. البته افراد موفق نيز مقدار زيادی از وقت خود را جهت جبران نقايص نظام آموزشی صرف و تلف کرده­اند و به ناچار برنامه هايی نه چندان فنی و مناسبی را پی گرفته اند. مهمترين علت اين خسارت عدم توجه باسته به شرايط ارکان آموزشی و از جمله عدم بکارگيری حداکثری عناصر ساختاری و محتوايی کتاب درسی است.

[۳] که به وسيله نوع قلم يا رنگ يا سرخط و... ميسّر می شود

[۴] اين عنصر از مهمترين عوامل انگيزشی است

[۵] از آنجايی که قرآن کريم به روايت حفص از عاصم دارای سي و پنج لهجه می­باشد، سزاوار است قواعدی از صرف نوشته­شود که قواعد همه آن لهجه­ها را دربر گيرد نه کمتر و نه بيشتر. مطالعه اختلاف لهجه در زبان عربی باب بسيار گسترده­ای است که غفلت از آن بسياری از قواعد لغوی، صرفی و نحوی را در هم می­پيچد و محقق را دچار سرگمی می­کند، لذا اين کتاب مانند بسياری از کتب ادبی، از علم اختلاف لهجات بهره برده­است ولی به­صورت قاعده­مندتر و محققانه­تر.

[۶] اين همان عنصر «توانايی متن در برقراری ارتباط با متعلّمين» می باشد که از اهميت زيادی برخوردار است. متون آموزشی بايد طوری تدوين شود که نه فشار ما لايطاق به وجود آورد و نه اتلاف وقت و وازدگی.

[۷] متاسفانه بسياری از مؤلفين به گزاره­های موجود در کتب مرجع و مشهور اکتفا کرده و با ويراستار جديدی همان مطالب را به کتاب درسی وارد می­کنند بی­آنکه بدانند احتمال خطا در اين گزاره­ها منتفی نيست و اين احتمال موجب پژوهش و گسترش مرزهای علمی و رفع نقايص می­شود. اگر چه تراث علمی گذشتگان از گنجینه های علمی ما محسوب می شود ولی هرگز بدین معنا نیست که  این گزاره های علمی دارای عصمتند و یا راه تحقیق و پژوهش به پایان رسیده چه اینکه بسیاری از پژوهش های جدید مبین غیر صحیح بودن  بعضی از این تراث علمی است.

[۸] (شفافيت مفهوم کلمات وجملات): روان بودن همه اجزاء متن آموزشی (اعم از مقدمه، متن اصلی، تمرين و پژوهش) از اهمّ مسائل آموزشی می باشد. مغلق گويی در اجزاء متن آموزشی مانع بزرگی در را رسيدن به مفاهيم متن آموزشی می باشد. متن آموزشی بايد طوری باشد که متعلّم برای فهم مطالب نيازمند عمليات ذهنی پرکاری نباشد. به عبارت ديگر هدف متن آموزشی ايصال مفاهيم و مطالب به ذهن متعلّم است و هر مانع ديگری بايد بر داشته شود. چرا که متعلّم نبايد در مسير فهم به گودال «مغلق گويی» نويسنده بيافتد. چه اين که سبب سرخوردگی يا دست کم سبب تقليل سرعت می گردد. مقام معظم رهبری درين باره فرمودند: «عبارت را آنچنان واضح بيان کنيم که راحت از عبارت مطلب فهميده شود ۸/۹/۱۳۸۶»

[۹] سخت نمودن

[۱۰] در مقدمه سازی، ورود و خروج مطالب اتحاد رويه لازم است. مقصود اين است که متعلم بعد از طی کردن چند درس به روش ورود و خروج متن درسی پی ببرد که اين امر نيز در تقليل پس گرد ها مؤثر است

[۱۱] اهداف تعيين شده بايد در راستای نيازهای فعلی و ضروری متعلم قرار گيرد و نيازهای متعلمين نيز در راستای نياز جامعه به عملکرد آنان و وظايفشان می­باشد.

[۱۲] برخی از مؤلفين، «پُرنويس» هستند و با شاخ و برگ دادن مطالب و آوردن شواهد و توضيحات بيش از اندازه به حجم مطالب جنبی می افزايند که سبب گم شدن يا کمرنگ شدن مفاهيم اصلی می شود. گروهی ديگر «کم نويس» می باشند و اهل ايجاز و خلاصه نويسی­اند و خواننده را بيش از حد به کندخوانی و تامل شکننده وامی­دارند و در حاليکه بايد حد اعتدال لحاظ گردد. به عبارت ديگر بايد «تعادل بين اجمال و تفصيل» در تمام دروس رعايت شود.

[۱۳] اين عنصر بسيار پر اهميت است چرا که هر گاه متعلم رابطه و هماهنگی معنی داری ميان دانسته های قبلی و درحال تعلم برقرار نمايد فراگيری و بخاطرسپردن آسانتر خواهد شد اين عنصر تحت عنوان توالی مطالب شناخته شده است که در سطور و دروس و فصل ها و بخش ها جريان دارد.

[۱۴] متاسفانه بسياری از مؤلفين به گزاره­های علمی موجود در کتب مرجع اکتفا کرده و با ويراستار جديدی همان مطالب را به کتاب درسی وارد می­کنند بی­آنکه بدانند احتمال خطا در اين گزاره­ها موجب انجام پژوهش و گسترش مرزهای علمی و رفع نقايص می­شود. مقام معظم رهبریحفظه الله دراين باره فرمودند: «نو آوری کنيم مگر می­شوداين مجموعه انسانی با اين عظمت و اين همه استعداد در کتاب درسی نوآوری نداشته باشد؟ ۴/۱۱/۱۳۶۹»

[۱۵] هماهنگی بين اين درس و دروس ديگر در همان پايه تحصيلی (افقی) يا پايه های قبلی و بعدی (عمودی). اين مطلب سبب می شود از تکرار بی مورد بعضی دروس اجتناب شود. همچنين مرحله ای بودن کسب علم نيز بهتر رعايت می شود.

[۱۶] گسترش حيطه روانی ـ عاطفی در متعلم از مهمترين عناصر نظام آموزشی می باشد که بيان ضرورت علم قدم مهمی در اين راستا است

[۱۷] فهرست ها در ايجاد نظم فکری و تسهيل احاطه بيشتر بر مطالب نقش مهمی ايفا می کند و مانع بهم ريختگی مطالب می شود

[۱۸] که با «طرح سؤالات هدفمند و يا بيان اهداف جزئی درسی» تامين می شود.

[۱۹] تاکيد بر مفاهيم اصلی موجب ماندگاری بيشتر و قدرت بيشتر حافظه می شود؛ که در دسته بندی و احاطه کلی، اثر بسزايی دارد که با رنگ يا نوع يا اندازه قلم ميسر ميشود.

[۲۰] وجود حاشيه در چهار طرف متن موجب بر جلب توجه و دقت بيشتر خواننده می گردد.

[۲۱] نوع قلم در «متن، تيترها و مفاهيم اصلی» به گونه­ای انتخاب شود که متعلّمين به سهولت، سريع و بدون دشواری قادر به مطالعه متن باشند. برجسته کردن بعضی از کلمات در متن موجب جلب توجه خواننده و تنوع و زيبايی متن درسی می گردد. اين امر تاثير زيادی در درک مطلب دارد و تأثير مثبت در قوت حيطه عاطفی دارد مشروط بر آن که به طور افراطی از آن استفاده نشود.

[۲۲] استفاده از اندازه های مختلف قلم در يک صفحه موجب جلب توجه خواننده و باز يابی سريع و راحت مطالب اصلی می گردد زيرا فونت های مشابه منجر به آشفتگی و بهم ريختگی متن شده و پيش رَوی در مطالعه متن را کند می کند. برای «تاثير گذاری» بيشتر بايد از تنوع رنگی استفاده کرد جدا سازی مفاهيم اصلی متن از معانی فرعی، به وسيله رنگ بسيار مفيد است...رنگ قلم نيز می تواند به گسترش حيطه عاطفی ـ روانی متعلم کمک شايانی نمايد. هر آنچه در ايجاد جذابيت های «هنری- بصری» در حيطه صفحه آرايی کتب درسی موثر است از معيارهای ساختاری می باشد. برای نيل به اين مقصود بايد از حداکثر قواعد روانشناسی در تدوين کتب درسی استفاده نمود.

[۲۳] تيتر مناسب موجب پيوستگی بهتر مطالب و منطقی شدن مهندسی علمی ذهن و همچنين موجب توسعه «حيطه عاطفی» متعلّم می گردد

[۲۴] سرخط ها بر توان جستجو، بازخوانی و سازماندهی حافظه می افزايد

[۲۵]  که شامل دستور زبان. علایم نگارشی . رسم الخط می­شود

[۲۶] از آن جايی که جملات بيش از حد طولانی و يا کوتاه امر درک و فهم را مشکل می­کند، حدالامکان شايسته است از جملات متعادل استفاده نمود چرا که جملات طولانی برای حافظه «اضافه بار» توليد می کند و موجب خستگی ِخواننده و دشواری پيوند بين مطالب مختلف و درک مطلب می گردد. جملات کوتاه نيز موجب خستگی، اخلال در فهم معانی و خرد شدن مفاهيم می گردد

[۲۷] استفاده از اصطلاحات تخصصی در دوره مقدماتی به حداقل و در دوره متوسط و عالی متناسب با هر يک طوری که مخلّ بيان سليس و روان متن نباشد.

[۲۸] مطالب قابل طرح در اين­باره عبارت است از بيان ضرورت پيش مطالعه و دسته بندی و مباحثه کامل.

[۲۹] مطالب قابل طرح در اين باره عبارت است از بيان روش تدريس، سرعت تدريس، چگونگی بررسی تمارين، چگونگی مديريت فعاليت های پژوهشی، امتناع از تطويل مباحث،

[۳۰] ايجاد انگيزه در پژوهش و کاوشگری عنصری است که از ابتداء کتاب در قسمت سخنی با متعلن آغاز شده و تا انتهاء کتاب با قوت کامل ادامه می يابد. با بيان ضرورت پژوهش در عرصه علم و همچنين با طرح سؤالات هدفمند پژوهشی حاصل می شود. از آن جايی که شايسته است کتاب درسی بستری برای ايجاد انگيزه پژوهش در متعلّمين باشد اين امر از طريق توجه به تمارين و تکاليف کاوشگرانه امکان پذير است.

[۳۱] جهت ترجمه لغات مورد استفاده در کتاب از واژه نامه استفاده نمايدتا تعلم از کتاب منوط به کتاب ديگری نباشد.

[۳۲] بعضی از مؤلفين در عمل، کمّيت تمارين را جايگزين کيفيت می­کنند که آسيب بسيار بزرگی است